ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

18

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

براى آزاد ساختن شاه سلطان حسين به اشرف اعلان جنگ داد . پيش از اعلان جنگ يك نماينده از سوى تركان نزد شاه اشرف گسيل شده از او خواسته بود كه عبدالباقىخان حاكم كرمانشاه و خانواده‌اش را كه در اسارت او بودند آزاد كند . شاه اشرف در پاسخ نمايندهء ترك دستور داد كه سه تن از سالمندترين افراد خانوادهء عبدالباقى را بكشند و همهء افراد ذكور جوانتر خانواده را عقيم كنند . آنگاه سرهاى آن سه كشته را به نمايندهء ترك داد تا براى مخدوم خود به ارمغان برد با اين پيغام كه : « من هرطور صلاح بدانم با رعاياى خود رفتار خواهم كرد و نيازى به مداخلهء بيگانه ندارم . » اين كار در استانبول خشم مقامات ترك را برانگيخت و آنها نمايندهء افغان را بىآنكه به او پاسخى دهند نزد احمد پاشا فرستادند . احمد پاشا او را به زندان افكند . سپس كليهء تجهيزات و وسايلى را كه براى جنگ فراهم كرده بود به او نشان داد ، و او را با يك ملاى ترك نزد شاه اشرف باز پس فرستاد در حالى كه پيش از او دو ملاى افغان را فرستاده بودند . اينان مىبايست به شاه اشرف پيغام زير را بدهند : « اشرف شاه تو بايد براى تسليم به سلطان عثمانى به تن خود نزد احمدپاشا آيى و سلطان به عنوان يك سنى همكيش مقام بيگلربيگى نواحى مفتوحهء ايران و جاهائى را كه تسخير خواهى كرد به تو خواهد داد . تو بايد بىدرنگ تسليم شوى و سكه و خطبه به نام سلطان عثمانى زده و خوانده شود . » اشرف آن ملا را با پاسخ زير نزد سلطان عثمانى ، باز پس فرستاد : « اگر سلطان عثمانى مايل نيست كه معاهداتى را كه با امپراطوران صفوى بسته است تجديد كند من هيچ يك از امتيازات سلطانى خود يا سرزمين‌هايى را كه به تازگى گشوده‌ام تسليم نكرده با چنگ و دندان و تا آخرين نفس از آن‌ها دفاع خواهم كرد . » اشرف شاه از همهء اروپائيان مقيم اصفهان خواست كه در لشكركشىاش عليه تركان همراه او باشند . اما اروپائيان بدبخت از طريق استشفاع و پادرميانى ملا زعفران و سيد صادق اجازه يافتند كه در اصفهان بمانند . در 8 نوامبر 1726 جنگ بين دو سپاه درگرفت در حالى كه اشرف 40 هزار